نظریه حسابداری مبتنی بر دیدگاه لاکاتوش در فلسفه علم
دیدگاه اثباتی:
در فلسفه علم به طور برجسته توسط رایشنباخ مطرح گردید و در حسابداری، علیرغم کار جنسن، توسط واتس و زیمرمن مورد گسترش قرار گرفت.
دیدگاه ابطالگرایان:
این دیدگاه توسط پوپر مطرح گردید و در حسابداری صرفنظر از کارهای پراکنده، کاری جدی در آن صورت نگرفته است.
دیدگاه نسبی گرایی:
که توسط تامس کوهن مطرح شد و در حسابداری به طور کامل به آن پرداخته شده است.
دیدگاه برنامه های پژوهشی:
این دیدگاه توسط لاکاتوش مطرح گردید. این دیدگاه به تازگی مورد توجه عالمان حسابداری قرار گرفته شده است.
دیدگاه هرج و مرج گرایی:
که توسط فرایبند مطرح شده است. و درحسابداری کاری جدی در آن صورت نگرفته است.
برنامههای پژوهشی لاکاتوش
برنامه پژوهشی لاکاتوش ساختاری اسـت که بـرای پژوهـش آینده به نـحوی اثبـاتی و سلـبی رهنـمودهایـی فراهـم میسازد. رهنمون سلبی یک برنامه شامل این شرط است که مفروضات اساسی آن برنامه، یا استخوان بندی آن، نباید مورد رفض و یا جرح و تعدیل قرار گیرد. این مفروضات اساسی به واسطه یک کمربند محافظ، که مشتمل است بر فرضیههای پذیرفته شده، شرایط اولیه و غیره، از ابطال مصون نگاه داشته میشود. رهنمون اثباتی شامل رهنمودهایی تقریبی است که حکایت از چگونگی امکان تحول و توسعه برنامه پژوهشی دارد. چنین تحول و توسعهای شامل ضمیمه کردن مفروضات اضافی به استخوانبندی خواهد بود، بدین منظور که پدیدارهای از پیش شناخته شده را در برگرفته و پدیدارهای بدیعی را پیشبینی کند. پیشرو و یا رو به زوال بودن برنامههای پژوهشی منوط به این است که آنها در اکتشاف پدیدارهای بدیع موفق باشند و یا همواره با شکست مواجه شوند.
بیش از هر چیز استخوان بندی یک برنامه، ویژگی ممیزه آن است. استخوان بندی، شکل فرضیههای نظری بسیار کلـی را میگیرد که مقوِّم بنیادی است که با تکیه برآن، برنامه باید تحول و توسعه یابد.
در حسابداری، میتوانیم با توجه به مفروضات اساسی و بنیادی زیر نوع برنامه پژوهشی را مطرح کنیم: مفروضات بنیادی یا به عبارتی کمربندهای محافظ در حسابداری میتواند عبارت باشد از: فرض تفکیک شخصیت، فرض تداوم فعالیت، فرض واحد اندازه گیری، فرض دوره مالی، فرض تعهدی، فرض نقدی و غیره.... مفروضات فوق رهنمونهای سلبی نامیده میشود و رهنمونهای اثباتی عبارتند از اصل تحقق درامد، اصل مقابله هزینه های هر دوره با درامد همان دوره و از این قبیل.
استخوان بندی هر برنامه به وسیله «تصمیم روش شناختی مدافعانش» ابطال ناپذیر میشود. هرگونه تعارضی که بین یک برنامه پژوهشی تفصیل یافته و یافتههای تجربی بروز نماید به بخش دیگری از ساختار نظری آن نسبت داده میشود، نه به مفروضاتی که مقوم استخوان بندی هستند. شبکه مفروضاتی که قسمت دیگر ساختار را میسازد همان است که لاکاتوش کمربند محافظ نامیده است. رهنمون سلبی یک برنامه عبارت است از این که استخوان بندی در جریان تحول برنامه مورد جرح و تعدیل واقع نشود. هر دانشمندی که استخوان بندی را مورد تعدیل قرار دهد از آن برنامه پژوهشی خاص خارج شده است. هنگامیکه فرض تعهدی مورد جرح و تعدیل قرار میگیرد و به جای آن از فرض نقدی استفاده میشود در اصل از برنامه پژوهشی حسابداری تعهدی خارج و وارد برنامه پژوهشی حسابداری نقدی شده ایم و همچنین وقتی«فرض دوره مالی» از برنامه پژوهشی حسابداری مالی حذف میگردد به نظر میرسد به برنامه پژوهشی دیگری مثلا ًهزینه یابی کامل نزدیک میشود. اما رهنمون اثباتی، به نقل از لاکاتوش، «رهنمون اثباتی شامل مجموعه ای از اقتراحات یا اشارات بعضاً بسط یافته ای است دال بر چگونگی تغییر یا توسعه متغیرهای ابطال پذیر، برنامه پژوهشی، یعنی بر چگونگی جرح و تعدیل کمربند محافظ و ابطال پذیر، و یا توسعه آن». لاکاتوش معتقد است که به هر برنامه پژوهشی باید این فرصت داده شود که توان تمام و کمال خود را به منصه ظهور برساند. وی در جایی دیگر مطرح میکند که وقتی برنامه ای بدان حد توسعه یافته باشد که بردن آن به بوته آزمونهای تجربی مناسبت پیدا کند، تایید (یعنی حمایت نظریه توسط نتایج آزمایشی، نه اثبات آن نظریه) است که اهمیت فوق العاده مییابد، نه ابطال (آزمون، 1378).
روش شناسی درون برنامه پژوهشی
در چارچوب روش لاکاتوش، روش شناسی علمی باید از دو نظر مورد کاوش قرار گیرد. یکی از نظر فعالیتهایی که درون یک برنامه پژوهشی منفرد انجام میشود و دیگری مقایسه تواناییهای برنامههای پژوهشی رقیب. کار درون یک برنامه پژوهشی منفرد شامل بسط و جرح کمربند محافظ به واسطه افزایش و تفصیل فرضیههای گوناگون است. در مقابل این پرسش که: چه نوع افزایشها و اصلاحاتی از طریق یک روش با کفایت علمی مجاز است و کدام نوع به منزله غیرعلمی باید وانهاده شوند؟ پاسخ لاکاتوش به این پرسش صریح و روشن است. هرگونه حک و اصلاح کمربند محافظ برنامه ای پژوهشی، باید مستقلاً آزمون پذیر باشد. دانشمندان به طور انفرادی یا گروهی دعوت میشوند تا کمربند محافظ را به هر نحوی که مایلند توسعه بخشند، به شرط اینکه اقدامات آنها امکان آزمونهای تازه و در نتیجه، امکان اکتشاف جدیدی را فراهم سازد. بنابراین، به طور خلاصه میتوان گفت که سخن لاکاتوش این است که چیزی به نام«برنامه پژوهشی» داریم. برنامه های پژوهشی، واحد مطالعه پژوهشی تاریخی علم هستند. این برنامه ها معمولاً دسته بزرگی از نظریههای هماهنگ با یکدیگر و متعلق به یک خانوادهاند که، برروی هم یک واحد را به وجود میآورند (سروش، 1378).
حسابداری از دیدگاه لاکاتوش در فلسفه علم
کاربرد دیدگاه لاکاتوش در حسابداری توسط ریچارد متسیچ (Mattessech) پیشنهاد شده است. این مسئله در دو زمینه نمود داشته است. اول آن که باعث تجدیدنظر در طرز فکر پیشین وی مبنی بر این که حسابداری به مثابه یک علم کاربردی است، گردید و همچنین اهمیتی را که برای نظریه های دستوری یا تجویزی داشت کمرنگ نمود. دوم آن که، مقوله تاریخ تحول حسابداری را باید مبارزه بین سنتها یا برنامههای مختلف پژوهشی دانست (طاهری، 1374). ریچارد متسیچ با استفاده از دیدگاه لاکاتوش و نگرش برنامههای پژوهشی وی، نظریه(دستوری - مشروط) حسابداری را ارائه داد. اما وی نظریه خود را از دیدگاه دیگر نظریه های دستوری متمایز میداند. او تفاوت دیدگاه خود را با دیدگاههای سنتی چنین مطرح میکند (1972.mattessech):
- فرمول بندی و کاربرد مناسب واژههای تعریف شده و مفاهیم معنی دار تجربی در مقابل به کارگیری اصطلاحات گنگ و مفاهیم غیرعملیاتی،
- پذیرش ابزارهای عمومی علمی و روشهای ریاضی، فلسفی، اقتصادی و علوم رفتاری در نظریه حسابداری در مقابل بیان مو به مو و کاربردی یک چارچوب نظری دقیق تخصصی. روشن است که شخص هرگاه از ریاضی، فلسفه، تاریخ و غیره استفاده میکند خیلی بیشتر و بهتر میتواند درباره نحوه تاثیرگذاری عامل شناسی بر علم نگری سخن گوید تا وقتی که با تحلیل مطلقا ًنظری دستاوردهای یک ذهن متعالی یا فرارونده به شناخت آن شیوه مبادرت ورزد (مانهایم، 1380)،
- گرایش به مدلهای اطلاعاتی حسابداری و مدیریت برای هدفهای خاص در مقابل پذیرش متعصبانه (دگماتیک) یک هدف منحصر به فرد یا تعریف نشده،
- رویههای آزمون روشمند از طریق فرضیات و مدلهای مختلف حسابداری (برای یک یا چند هدف مشابه) کـه میتواند بر اساس مربوط بودن، اتکاپذیری، صحیح بودن، کارایی، بهنگام بودن یا شاید قابلیت زیاد سوددهی آزمایش شوند، در مقابل آزمون محض مباشرت و اجرای قراردادها، و
- ادغام محیط حسابداری بایک ساختار منطقی در مقابل گردآوری بدون دقت مقررات به هم پیوسته، عقاید و قواعد و تفکیک مو به موی مدلها.
تفاوتی که از نظر ارزشها، روشها و نظریهها بین روشهای اجرایی حسابداری و پژوهشهای حسابداری وجود دارد، موجب استفاده از دو روششناسی برای تدوین نظریه شده است: روششناسی اثباتی و روششناسی هنجاری. سیستمهای مورد استفاده آنها به ترتیب استقرایی و قیاسی است. رویکرد قیاسی با شرح دقیق هدفها شروع میشود، پس از تعیین هدفها، برخی از فرضیات بنیادی و تعریفهای کلیدی بیان میشود. این روش غالباًً «حرکت از کل به جز» است، و بر فعالیت ذهنی پژوهشگر استوار است (شباهنگ،1382). لازم به ذکر است که این روش در حسابداری اولین بار به وسیله استید (Estade) به کار گرفته شد.
رویکرد استقرایی بر مشاهده و استنتاج و تعمیم بر اساس مشاهدات تاکید دارد. بنابراین، این روش حرکت از جز به کل است. روش زیر نخستینبار در حسابداری به وسیله لیتلتون پیشنهاد شده است (1966 Imak)(شکل3).
ریچارد
متسیچ در کتاب «نقد حسابداری» با اشاره به نوشتههای بلکویی و دیگران،
بحران موجود در حسابداری را در سه جزء طبقه بندی و بررسی میکند (ثقفی،
صیدی، 1384):
الف. بحران قانونی و اجتماعی،
ب. بحران اخلاقی و روحی،و
ج. بحران دانشگاهی و مراجع علمی.
جزء اول، به بحرانی اشاره دارد که از منظر حسابداری در اداره شرکتها و مسائل مربوط به آن، از قبیل نظریه نمایندگی، استقلال حسابرس، فرایند قراردادها و از همه مهمتر، ایفای مسئولیت پاسخگویی نهفته است. بحران اخلاقی، مشکلات ظاهر شده در روابط تجاری دهههای اخیر، کنار نهادن ارزشهای حرفه ای در روابط اقتصادی و جای خالی«اخلاق» در تفکر حسابداری را مورد اشاره قرار میدهد و جزء سوم، نواقص اساسی موجود در پژوهشهای حرفه ای و دانشگاهی را در نظر دارد که مهمترین آنها، بی توجهی به روح مسئولیت پاسخگویی در پژوهشهای حسابداری و تقدم بخشیدن به مفاهیمی مانند اندازه گیری، ارزشگذاری و سودمندی اطلاعات در تصمیمگیری، نسبت به مفهوم حیاتی و اجتماعی پاسخگویی است. نظریه متسیچ بیشتر بر استدلالهای قیاسی استوار است. وی برای دست یافتن به عینیت نسبی در نظریه هنجاری، راهکارها و شرطهایی را پیشنهاد میکند که به اجمال عبارتند از: لزوم توجه به تنوع گروهها، افراد و هدفهای آنها در حسابداری، مدیریت، امور مالی و به طور کلی در کسبو کار و پرهیز از «مطلق» فرض کردن هدفها و ارزشها و لذا ناممکن بودن ارائه یک مدل واحد برای ارزشها، ارزیابی و قضاوت ارزشی در خصوص وسیله و ابزارهای رسیدن به هدفها و در نهایت، ارزیابی کارایی و اثر بخشی این ابزارها و وسیله ها. درخور ذکر است بر اساس نظریه هنجاری، ساختار چارچوب نظری برای هدفهای عمومیگزارشگری مالی (شکل 4) است.


دلم گرم خداوندیست که بادستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواندمراباآنکه می داندگنهکارم!!!دلم گرم است و می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم..خدارابرایت آرزو دارم... دوستان عزیز..سلام این وبلاگ روتقدیم می کنم به همه ی شما..شمایی که حسابداری رو دوست داری..نه نه..اصلا شمایی که وقت گذاشتی وداری این وب رو می بینی..امیدوارم باز هم سری به ما بزنی..ممنون میشم اگه نظرت روبگی ودرمدیریت وبلاگ کمکم کنی.mamirian_36@yahoo.com
+ندا ندا+